وقف بهعنوان یکی از ماندگارترین سنتهای نیکوکاری در فرهنگ اسلامی و ایرانی، همواره نقشی مهم در پاسخگویی به نیازهای جامعه داشته است. هفته وقف فرصتی ارزشمند برای بازخوانی این سنت حسنه و توجه دوباره به ظرفیتهای گسترده آن در حل مسائل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی امروز است؛ چراکه وقف میتواند سرمایهای ماندگار برای رفع نیازهای نسلهای مختلف باشد.
امروز در کنار وقفهای سنتی، جامعه با نیازهای جدیدی روبهروست که میتوان برای آنها الگوهای نوین وقف تعریف کرد؛ از حمایت از اشتغال و کارآفرینی جوانان، آموزش و مهارتآموزی، تأمین مسکن اقشار کمبرخوردار و حمایت از خانواده گرفته تا وقف در حوزههای فناوری، محیط زیست، سلامت روان، پژوهشهای علمی و حمایت از استعدادهای برتر. توجه به این نیازها میتواند وقف را با مسائل واقعی و روزمره مردم پیوندی عمیقتر بزند.
از این منظر، ترویج «وقفهای جدید» به معنای کنار گذاشتن سنتهای ارزشمند گذشته نیست، بلکه گامی برای بهروزرسانی کارکرد وقف متناسب با تحولات جامعه است. اگر خیراندیشان، واقفان، نهادهای متولی و کارشناسان اجتماعی با شناخت دقیق نیازهای امروز، زمینه ایجاد وقفهای هدفمند و مسئلهمحور را فراهم کنند، میتوان امیدوار بود که وقف همچنان بهعنوان یک سرمایه اجتماعی ماندگار، بخشی از مسائل اساسی جامعه را حل کرده و آثار خیر آن برای سالیان طولانی باقی بماند.
در راستای بررسی روشهای اعتمادسازی بیشتر در میان مردم برای ورود به عرصه ایجاد وقفهای جدید و نیز واکاوی نیازهای نوین جامعه در عرصه وقف به گفتوگو با رضا معممیمقدم، مدیرکل امور فرهنگی و دبیر ستاد مرکزی بزرگداشت هفته وقف ۱۴۰۵ سازمان اوقاف و امور خیریه پرداخته ایم که مشروح آن را در ادامه میخوانیم.
برخی معتقدند وقف سنتی متعلق به گذشته است و با مسائل پیچیده جامعه امروز تناسبی ندارد. چرا باید همچنان روی وقف تأکید کنیم؟
اگر وقف را فقط در قالب زمین، ملک، مسجد، مدرسه یا آبانبار ببینیم، ممکن است چنین تصوری ایجاد شود، اما وقف در حقیقت یک تفکر اجتماعی و تمدنساز است نه صرفاً یک قالب مالکیتی. منطق وقف بسیار ساده و در عین حال آیندهنگر است یعنی انسان بخشی از داشته امروز خود را برای رفع نیاز جامعه و بهرهمندی نسلهای آینده ماندگار میکند. نیازها تغییر کردهاند، اما اصل این تفکر همچنان زنده است.
اگر دیروز مردم برای آبرسانی، مدرسه، مسجد و درمان وقف میکردند، امروز میتوان برای علم و فناوری، درمان، محیط زیست، اشتغال، ازدواج جوانان، خانواده، تربیت قرآنی و حل مسائل اجتماعی وقف کرد. بنابراین سؤال اصلی این نیست که «آیا وقف برای امروز کاربرد دارد؟» بلکه سؤال این است که چگونه ظرفیت وقف را متناسب با مسائل امروز فعال کنیم. وقف میراث دیروز است اما اگر درست فهم و مدیریت شود، میتواند نیاز امروز را پاسخ دهد و افق فردا را بسازد.
با این همه ظرفیت که از وقف میگویید، چرا هنوز بسیاری از مردم نمیدانند موقوفات چه خدمتی به جامعه میکنند؟ آیا این ضعف اطلاعرسانی اوقاف نیست؟
این نقد را باید جدی گرفت، اما برای قضاوت منصفانه باید یک تفاوت مهم را با سایر دستگاههای اجرایی در نظر گرفت. سازمان اوقاف بودجه دولتی ندارد و بخش مهمی از منابع هزینهای آن از محل درآمد موقوفات و نذورات بقاع متبرکه تأمین میشود. این منابع نیز متعلق به مردم و واقفان است و مصرف آنها تابع نیت واقف یا نذر مردم است. بنابراین، اوقاف نمیتواند مانند دستگاههایی که از اعتبارات عمومی دولت استفاده میکنند، هر نوع هزینهای را برای تبلیغات و اطلاعرسانی خدمات خود انجام دهد. اگر درآمد یک موقوفه برای یک نیت مشخص وقف شده باشد، نمیتوان آن را خارج از همان چارچوب برای اطلاعرسانی هزینه کرد. این محدودیت البته نباید بهانهای برای کمکاری در روایتگری باشد یعنی باید از ظرفیت رسانهها، خبرنگاران، فضای مجازی، رسانه ملی و نهادهای فرهنگی برای معرفی آثار واقعی وقف استفاده کنیم.
مشکل ما کمبود موضوع برای روایت نیست، اتفاقا خدمات فراوانی وجود دارد که به اندازه کافی روایت نشده است. باید از روایت ساختمان و عدد عبور کنیم و به روایت انسان برسیم یعنی کودکی که فرصت تحصیل پیدا کرده، بیماری که درمان شده، خانوادهای که حمایت شده یا جوانی که از یک فرصت علمی و اجتماعی بهرهمند شده است، اینها خود روایت وقف هستند.
منتقدان میگویند حتی اگر محدودیت منابع وجود داشته باشد، مردم حق دارند بدانند درآمد موقوفات و بقاع کجا هزینه میشود. پاسخ شما به این مطالبه چیست؟
پاسخ کاملاً روشن است یعنی شفافیت به نفع وقف است. بارها شاهد بودهام که ریاست سازمان اوقاف و امور خیریه بر اطلاعرسانی درباره درآمد و هزینه موقوفات و بقاع متبرکه در همان محل تأکید جدی داشتهاند. این نشان میدهد رویکرد سازمان در این زمینه روشن است. البته باید صادقانه بگویم که میان این تأکید مدیریتی و اجرای کامل آن در میدان هنوز فاصله وجود دارد. در برخی موارد همکاران، مدیران بقاع و امنای موقوفات آنگونه که باید این موضوع را عملیاتی نکردهاند و این مسئله باید اصلاح شود. مردم حق دارند بدانند یک موقوفه چه درآمدی داشته، این درآمد چگونه هزینه شده و نیت واقف چگونه اجرا شده است.
گزارش درآمد و هزینه نباید فقط یک گزارش اداری برای داخل سازمان باشد بلکه باید تا حد امکان به گزارشی روشن، قابل فهم و قابل مشاهده برای مردم تبدیل شود. اگر مردم در همان محل ببینند یک موقوفه چه درآمدی ایجاد کرده و این درآمد چگونه به خدمت تبدیل شده، ابهام جای خود را به آگاهی و آگاهی جای خود را به اعتماد خواهد داد. بهترین دفاع از وقف، شفافیت و نشان دادن اثر واقعی آن است.
آیا ترویج فرهنگ وقف اساساً وظیفه سازمان اوقاف است؟ وقتی مردم از وقف شناخت کافی ندارند، چرا همه نگاهها به سمت اوقاف است؟
این نکته بسیار مهم است که ترویج فرهنگ وقف یک مسئولیت ملی است، نه اینکه مسئولیت یک دستگاه ویژه به تنهایی باشد. براساس سند ملی ارتقای فرهنگ وقف که به تصویب شورای فرهنگ عمومی رسیده، برای ترویج و ارتقای فرهنگ وقف علاوه بر سازمان اوقاف، ۱۸ دستگاه دیگر نیز در کارگروه ارتقای فرهنگ وقف دارای وظایف و مسئولیت هستند.
ممکن است صد نفر هر کدام سهم کوچکی برای یک هدف مشخص اختصاص دهند و در مجموع یک ظرفیت ماندگار ایجاد کنند. یک محله برای درمان نیازمندان، یک گروه برای ازدواج جوانان، یک جمع برای آموزش قرآن و گروهی دیگر برای یک طرح علمی یا اجتماعی مشارکت کنند. البته باید چارچوب حقوقی و شرعی هر طرح دقیقا رعایت شود. پیام اصلی این است که سرمایههای کوچک وقتی کنار هم قرار میگیرند، میتوانند سرمایهای بزرگ و ماندگار بسازند. وقف مشارکتی میتواند فرهنگ «من» را به فرهنگ «ما» تبدیل کند.
نسل جوان با وقف ارتباط چندانی ندارد. چرا یک جوان امروز باید به وقف فکر کند؟
پاسخ این است که وقف باید به دغدغههای جوان امروز پاسخ بدهد. جوانی که دغدغه علم دارد، میتواند در یک وقف علمی مشارکت کند. کسی که دغدغه محیط زیست دارد، میتواند در یک اقدام ماندگار زیستمحیطی نقش داشته باشد. جوانی که دغدغه خانواده دارد، میتواند در حمایت از ازدواج و خانواده سهیم شود. امروز نباید فقط درباره واقفان چند قرن گذشته برای جوان امروز سخن بگوییم بلکه باید به او نشان دهیم که خود او نیز میتواند واقف آینده باشد. حتی اگر سرمایه بزرگی ندارد، میتواند در یک وقف مشارکتی سهیم شود یا با تخصص و ظرفیت خود در تحقق یک نیت خیر مشارکت کند. وقف باید از یک مفهوم تاریخی به یک انتخاب اجتماعی برای نسل امروز تبدیل شود.
با توجه به همه این مسائل، بزرگترین چالش امروز وقف را چه میدانید؟ کمبود موقوفات، مدیریت یا اعتماد عمومی؟
این سه موضوع به هم مرتبط هستند، اما اعتماد عمومی حلقه کلیدی این زنجیره است. اگر مردم اعتماد کنند، انگیزه بیشتری برای وقف خواهند داشت. اگر موقوفات به شکل صحیح مدیریت شوند، اعتماد افزایش پیدا میکند. اگر عملکرد موقوفات شفاف باشد و اثر آنها برای مردم روایت شود، اعتماد باز هم تقویت خواهد شد. در این زمینه به یک چرخه مثبت نیاز داریم که شامل اجرای امینانه نیت واقف، مدیریت صحیح، اثرگذاری بیشتر، شفافیت، اعتماد عمومی، مشارکت بیشتر و وقفهای جدید است. بنابراین، در این راستا باید همزمان چند کار را پیش ببریم که شامل صیانت از موقوفات، اجرای دقیق نیت واقف، افزایش بهرهوری، شفافیت، روایت اثر و توسعه وقفهای جدید است. اگر این چرخه شکل گیرد، وقف میتواند بار دیگر به یکی از مهمترین سرمایههای اجتماعی و تمدنی جامعه تبدیل شود.
اگر بخواهید در پایان هفته وقف ۱۴۰۵ فقط یک پیام به مردم بدهید، چه میگویید؟
میخواهم بگویم وقف فقط متعلق به گذشته و فقط مخصوص ثروتمندان نیست بلکه وقف بدان معناست که انسان بخشی از داشته یا ظرفیت امروز خود را برای نیاز فردا و برای منفعت مردم ماندگار کند. ممکن است برای یک نفر زمین باشد، برای دیگری سرمایه، برای دیگری کتاب و برای فردی دانش و تخصص. سؤال اصلی این نیست که من چه دارم؟ بلکه این است که از آنچه دارم، چه چیزی میتوانم برای آینده مردم ماندگار کنم؟ هفته وقف امسال میخواهد همین نگاه را تقویت کند، نگاهی که در آن میراث دیروز، نیاز امروز را پاسخ میدهد و افق فردا را میسازد و در این مسیر سازمان اوقاف خود را متعهد به یک اصل میداند، حفظ امانت واقفان، اجرای امینانه نیت آنان و فراهم کردن زمینهای که مردم اثر وقف را در زندگی خود ببینند.
وقف میراث دیروز، نیاز امروز و افق فرداست. بنابراین اگر درباره میزان شناخت مردم از وقف، توسعه وقفهای جدید یا نهادینه شدن فرهنگ وقف صحبت میکنیم، نباید همه مسئولیت را متوجه سازمان اوقاف بدانیم. فرهنگ وقف یک موضوع اجتماعی، فرهنگی و ملی است و به همکاری دستگاههای فرهنگی، آموزشی، رسانهای، اجتماعی و اقتصادی نیاز دارد، اما این مسئله به هیچ عنوان به معنای کاهش مسئولیت اوقاف نیست. سازمان اوقاف در این میان یک وظیفه بسیار مهم و تخصصی دارد که شامل صیانت از موقوفات و اجرای امینانه نیت واقفان است. وقتی فردی مال خود را وقف میکند، در واقع آن را برای یک نیت مشخص به امانت میسپارد. سازمان اوقاف باید این امانت را حفظ کند و اجازه ندهد نیت واقف دستخوش سلیقهها شود. لذا باید دو موضوع را از یکدیگر تفکیک کنیم؛ ترویج فرهنگ وقف، مسئولیتی ملی و بیندستگاهی است اما صیانت از موقوفه و اجرای امینانه نیت واقف از وظایف اصلی و تخصصی سازمان اوقاف است.
آیا این شفافیت و مطالبهگری رسانهای ممکن نیست در نهایت به ضرر اوقاف تمام شود؟
برعکس؛ رسانهای که فقط تعریف کند، نمیتواند اعتماد عمومی ایجاد کند. از رسانهای استقبال میکنیم که بپرسد این موقوفه چه درآمدی دارد؟ چگونه مدیریت شده؟ نیت واقف چگونه اجرا شده؟ چه خدمتی ارائه شده و چه تعداد از مردم از آن بهرهمند شدهاند؟ اگر نقد منصفانه، مستند و مبتنی بر واقعیت باشد، به نفع وقف است. اتفاقاً باید از «روایت تبلیغاتی» فاصله گیریم و به سمت روایت واقعی و اجتماعی وقف برویم. امروز نباید خودمان را قهرمان داستان معرفی کنیم، قهرمان داستان باید واقف، نیت خیر او و انسانی باشد که از اثر وقف بهرهمند شده است. جهاد تبیین در حوزه وقف یعنی هم خدمات واقعی را برای مردم روایت کنیم و هم اجازه ندهیم ابهام، بیاطلاعی و بیپاسخی اعتماد عمومی را کاهش دهد.
یکی از بحثهای جدید شما «وقف برای خانواده» است. آیا واقعا میتوان با وقف به مسئله ازدواج، فرزندآوری و آسیبهای خانواده ورود کرد؟
قطعاً همینطور است. اتفاقاً یکی از مسیرهای مهم وقف آینده همین است. اگر امروز جامعه با مسائلی مانند ازدواج جوانان، حمایت از خانواده، تربیت فرزندان، آموزش والدین، اشتغال جوانان و کاهش آسیبهای اجتماعی مواجه است، باید ظرفیت وقف را نیز برای این مسائل فعال کنیم. وقف میتواند برای حمایت از مراکز مشاوره خانواده، آموزش، پشتیبانی از ازدواج جوانان، تربیت قرآنی و اخلاقی نسل جدید و حمایت از خانوادههای کمبرخوردار طراحی شود، البته با رعایت دقیق ضوابط شرعی، قانونی و نیت واقف. البته نباید انتظار داشته باشیم وقف به تنهایی مشکلات خانواده را حل کند. وقف جای دولت یا سایر نهادهای اجتماعی را نمیگیرد، بلکه یک ظرفیت مکمل و پایدار است و مزیت آن نیز این است که میتواند یک کمک مقطعی را به یک جریان مستمر تبدیل کند.
آیا این نگاه جدید به وقف باعث نمیشود ماهیت سنتی و شرعی وقف تغییر کند؟
خیر! باید میان ماهیت وقف و موضوع وقف تفاوت قائل شویم. ماهیت وقف ثابت است یعنی اصل مال و چارچوب شرعی آن حفظ میشود و منفعت آن در مسیر نیت واقف قرار میگیرد. آنچه تغییر میکند، نیاز جامعه است. اگر در گذشته آبانبار یک نیاز حیاتی بوده، امروز ممکن است درمان، دانش، فناوری یا محیط زیست یک نیاز جدی باشد. بنابراین، نوآوری در وقف به معنای تغییر ماهیت آن نیست، بلکه یعنی روح وقف را در شرایط جدید زنده نگه داریم. وقف برای دانشگاه، پژوهش، فناوری، هوش مصنوعی، محیط زیست یا حمایت از جوانان، اگر در چارچوب شرعی و قانونی باشد، میتواند مصداق یک وقف آیندهنگر باشد.
وقتی از اقتصاد مولد و سرمایهگذاری در موقوفات سخن میگویید، آیا خطر تجاری شدن وقف وجود ندارد؟
اگر اقتصاد را هدف نهایی وقف قرار دهیم، نگرانی درست است، اما نگاه ما این نیست. اقتصاد در موقوفه باید ابزار تحقق بهتر نیت واقف باشد، نه هدف جایگزین آن. فرض کنید موقوفهای زمین یا ملک دارد، اگر این ظرفیت بلااستفاده بماند، منفعتی برای جامعه ایجاد نمیکند. اما اگر در چارچوب شرعی و قانونی و با مدیریت حرفهای فعال شود، میتواند درآمد پایدار ایجاد کند و همان درآمد در مسیر نیت واقف هزینه شود. بنابراین، مولدسازی صحیح به معنای فاصله گرفتن از نیت واقف نیست بلکه راهی برای تقویت قدرت خدمترسانی موقوفه است. خط قرمز ما روشن است، نیت واقف. همکاری با بخش خصوصی، دانشگاهها، کارآفرینان و متخصصان نیز اگر شفاف، قانونی و در خدمت نیت واقف باشد، میتواند به افزایش بهرهوری موقوفات کمک کند.
آیا وقف مشارکتی در شرایط اقتصادی امروز واقعا امکانپذیر است؟
بله! اتفاقاً در شرایط امروز جامعه که دیگر مانند گذشته شرایط برای ایجاد وقفهای بزرگ وجود ندارد، باید مفهوم وقف را از «سرمایه بزرگ» به «مشارکت جمعی» نزدیک کنیم. باید بدانیم که وقف فقط برای ثروتمندان نیست، بلکه همگان در هر شرایط مالی میتوانند در وقفهای مختلف مشارکت کرده و به اندازه خود سهمی در ایجاد وقفهای مشارکتی داشته باشند.
منبع: ایکنا